در ادامه روند موضع گيري سلبي و نقادانه (البته نه نقد سازنده) برخي از
سياسيون و نواصلاح طلبان بر عليه جبهه پايداري كه البته علي الظاهر به يك
بازي و يا دوئل سياسي تبديل شده و كم كم جلوه امري معمول و طبيعي و البته
بي پايه و اساس را به خود مي گيرد ، مجددا در اظهار نظري در يكي از تريبون
ها از سوي علي مطهري مطالبي بيان شده كه حاكي از مكدر بودن ذهنيت ايشان در
خصوص راهبردهاي جبهه پايداري است.
البته اميد بر آن است كه اين روال معمول جنبه اهانت آميز به خود نگرفته و
فضايي ملتهب ناشي از افترا را در ميان طيف اصولگرايان ايجاد نكند در همين
حال بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه هنوز فعاليت هاي جبهه پايداري شكل
فعال و پويا به خود نگرفته است و لذا با پيشرفت امور و گسترش فعاليت هاي
اين گفتمان ، بي ترديد اين التهاب كه هنوز در جنبه هاي لفظي محدود مانده ،
شايد همچون آتش زير خاكستر با وزيدن نسيمي از پويايي اين جريان ، شكلي
تازه به خود گرفته و جنبه هاي انتقادي آن به تخطئه سياسي جبهه و حتي تحريك
اذهان اصولگرايان در جهت اعلام مواضع صريح بر عليه جبهه پايداري بيانجامد .
آنچه كه مسلم است؛ اگر انتقادي بخواهد جنبه سازنده و خير خواهانه به خود
گيرد مي بايست بر تحريكات بيروني غلبه كرده و به شكلي عادلانه و با لحاظ
نمودن منظر عمومي و در نظر گرفتن خداوند ابراز گردد.
از طرفي نقد منصفانه نقدي است كه بر پايه و اساس صحيح و با استناد بر
اوليات موضوع اظهار گردد چرا كه تا زماني كه به قولي كلامي منعقد نشده
باشد بازخواست نمودن صاحب كلام امري ناصحيح خواهد بود چرا كه جاري شدن
كلام است كه بار مسئوليت با خود به همراه مي آورد.
در همين حال جرياني كه پاكدستانه و بدون هيچ سابقه ي عدول از محور اصلي
انقلاب و فرامين واجب الاطاعه امام و رهبري نظام اسلامي ، داعيه دار
همراهي و ياري انقلاب را ظهور صاحب الزمان (عج) گرديده است هرگز هراسي از
فضاي نقد و بررسي نداشته و بي ترديد به جهت روشنگري و تنوير افكار ، از آن
استقبال نيز مي كند ، چرا كه هر گفتماني ممكن است آسيب هايي را نيز در
درون خود داشته باشد و آسيب ها اگر پوشيده بماند امكان دارد با طرح دير
هنگام در فضاي عمومي موجبات كدورت را فراهم آورد ، بنابراين بهتر آن است
كه هر ابهامي در ابتداي امر و در لحظه ي خطور بلافاصله طرح و با روشنگري
دقيق مرتفع گردد.
اين ابهامات در زمانيكه در حد ابهام مطرح گردد و منتظر پاسخ قانع كننده
بماند بسيار نيكو خواهد بود ، ليكن اگر ابهام با نام ابهام اما با مضمون
تهمت و تحريك پا به عرصه حدوث بنهد ديگر جاي سكوت نمي ماند.
يكي از اين دست ابهامات كه همانطور كه اشاره شد اخيرا به شكل دوستانه نيز
مطرح نمي شود ، اظهارات علي مطهري در نقد عملكرد جبهه پايداري بوده.
وي در قسمتي از سخنان خود گفته كه موسسان جبهه پايداري زحمتي براي انقلاب
نكشيده اند و در اثر اتفاقي جاي انقلابيون راستين را گرفته اند ، بايد از
ايشان پرسيد در اثر كدام اتفاق شما نيز از خط اصولگرايي عدول كرديد و به
صف همراهان فتنه پيوستيد صفي كه مواضعشان ناپاك و و نيت ضد انقلابيشان بر
همگان روشن و البته مستند و غير قابل انكار است و همچنين بايد پرسيد كه
آيا حضرت آيت الله مصباح و ديگر همراهان ايشان در جبهه پايداري نقشي در
انقلاب ايفا ننموده اند؟ در حاليكه تلاش هايشان در حفظ ميراث ناب امام و
انديشه هاي آسماني ايشان در اين سي و اندي سال از گذشت انقلاب بر كسي
پوشيده نيست!؟
يا شايد شخص شما براي استحكام نظام ، از آيت الله مصباح يزدي و ديگر بزرگان انقلاب زحمت بيشتري متحمل شده و خون دلها خورده ايد؟
وي همچنين در ادامه ريشه شكل گيري جبهه پايداري را هواهاي نفساني دانسته و
اضافه كرده كه "بيشتر بغض با آقاي هاشمي و لاريجاني و قاليباف و ... محرك
اين افراد براي تشكيل اين جبهه بوده و كمتر به فكر حفظ انقلاب از آسيب ها
هستند" و چه نيكوست كه روزي فرا رسيده كه اشخاصي كه از مردودين فتنه اخير
و صاحب كمترين مقبوليت در ميان اصولگرايان هستند امروز نگران انديشه هاي
امام و حفظ انقلاب از آسيب شده اند ، كساني به فرمان رهبري مبني بر دوري
از فتنه ، گردن ننهادند و با بهانه هاي واهي و يكي دانستن ملت سرفراز با
فتنه گران ، علم احقاق حقوق ملت را برافراشته و از اين طريق سعي در احاله
فتنه گري اصحاب صفين بر دوش مردم را داشته و با مواضع سطحي خود آب به
آسياب دشمن ريختند.
و با تمام اين اوصاف ، آيا ايشان مصداق بارز و دليل روشني بر اظهارات خود نيز دارند؟ كه البته چنين نيست.
ايشان در ادامه اظهارات جالب خود با مقايسه تطبيقي مظروطه و عصر حاضر بدون
در نظر كرفتن نقش خود در حال حاضر با دوران مشروطه ، واژه هايي مانند "
فرصت طلبي " را بر پيشاني اصولگرايان پايداري برچسب زده و با زيركي ساده
انگارانه اي تلاش در تحريك و جدا نمودن عناصر موجه در گفتمان پايداري
مانند دكتر باقري لنكراني داشته و ايشان را وصله ناجور و نا هم جنس با
شاكله جبهه پايداري دانسته و همانگونه كه خود نيز از بدنه اصولگرايي جدا
شده ، با پيش بيني جالبي، لباس مشابه را نيز بر تن دكتر بافري لنكراني
پوشانده است.
عضو كميسيون فرهنگي مجلس ، با سعي در جهت شبه افكني پيرامون همراهي جبهه
پايداري با گروه انحرافي ، سمت نمايندگي مشايي و احمدي نژاد را به جبهه
پايداري اعطا و القاء كرد كه جبهه پايداري ابزاري براي پيشبرد اهداف جريان
انحرافي مي باشد ، نكته اي كه با اندكي ژرف انديشي مي توان مغلوط بودن آن
را دريافت چرا كه اين سوال مطرح مي شود كه ؛ آيا حقيقتا شرايط آنقدر
بحراني پديد آمده كه رئيس جمهور از شأنيت آيت الله مصباح بهره برداري خاص
صورت دهد؟ و آيا آيت الله مصباح و ديگر بزرگان جبهه پايداري سودي از
همراهي اين گروه كم قوت (جريان انحرافي) را متوجه اهداف خود مي دانند؟ و
آيا اين موضوع چنان ارزشمند است كه منويات مقام معظم رهبري براي دوري از
كانون هاي قدرت و ثروت را ناديده بگيرند؟
بي ترديد پاسخي غير از كلمه ي "هرگز" را نمي توان زيبنده شأن اين حضرات
دانست و ليكن خود اين بزرگان هر كدام قوت صد جريان انحرافي را نه از منبع
ثروت ، بلكه از منبع الهي و و با پيروي از ولايت و حقيقت در دست دارند.
عضو كمسيون فرهنگي مجلس با متهم دانستن اعضاي جبهه پايداري به سكوت در
مقابل انحرافات فرهنگي دولت افزوده است كه حزب اللهي ها اين جبهه را قبول
ندارند.
البته ايشان ظاهرا سكوت مانند خواب اصحاب كهف خود را در مقابل انحرافات
دولت هاي هفتم و هشتم و پس از آن ، فتنه سالهاي گذشته كشور فراموش كرده
اند و مسئوليت فرهنگي خود را در كسوت عضويت كميسيون فرهنگي مجلس از ياد
برده اند.
ايشان كه به قول خودشان فرياد مي زدند كه دولت كنوني از لحاظ فرهنگي
ليبرال است ، چرا در دوران دولت هفتم و هشتم كه دولت ها نه تنها از جنبه ي
فرهنگي ، بلكه اصلا از اساس ليبرال بوده اند ، دم بر نياوردند تا كسي
صدايشان را بشنود.
ايشان حتي در تاريخ 19/10/89 پيشنهاد دادند كه" اصول گرايان هم با خاتمي
ديدار كنند" و در همان تاريخ ، شرط گذاري خاتمي را نيز عادلانه دانسته اند.
آقاي مطهري در تاريخ 13/9/89 احمدي نژاد را خارج از دايره اصولگرايي
دانسته در حاليكه خود از مواضع شخصي مانند خاتمي دفاع كرده و آنها را
معتدل مي داند. وي همچنين در موضع گيري ديگري در تاريخ 29/8/89 موسوي و
كروبي را از سران فتنه ندانسته ، ليكن با اين اوصاف ، لابد بزرگان
اصولگرايي سران فتنه را تشكيل مي دهند!!!
بي ترديد جريان انحرافي با اين شيوه فرهنگي ، نه تنها زاييده سكوت پايداري
نيست بلكه فرزند فكري فتنه و ناشي از همراهي خواص بي بصيرت با فتنه دوسال
اخير و ادامه دهنده راه فتنه گران است.
همانگونه كه ايشان در مصاحبه اي كه در تابناك منتشر شده ، داشتن طرح و
برنامه فتنه 88 را غلط دانسته و در مطلبي گفته است "مسعود رجوي مقابل نظام
قرار گرفت؛ البته او با طراحي و برنامه ريزي قبلي اين كار را انجام داد و
از آغاز هم رهبري امام و روحانيت را قبول نداشت. اين گروه در دهه اول
انقلاب با طراحي و در نهايت، مسلحانه مقابل نظام قرار گرفتند. اما يك وقت
هست جرياني اشتباهي مرتكب شده است" ، لذا بايد از ايشان پرسيد ؛ آيا به
صراحت ايستادن در مقابل سخنان و توصيه هاي رهبري آن هم در مدت طولاني و در
همان حال دامن زدن به تحريكات بد خواهان و آب در آسياب دشمن ريختن ، ناشي
از يك اشتباه كوچك است ؟ به نظر ميرسد ايشان تصور مي كنند كه هنوز براي
براندازي در يك نظام نياز به جنگ شهري و مسلحانه است كه اگر چنين تصوري
دارند سخت در اشتباه اند.
آقاي مطهري ، واقعا فراموش كرده اند كساني كه به قول ايشان ، دشمني با
نظام و ولايت نداشتند از همان ابتدا دست به فحاشي به تمام اركان نظام زدند
، فراموش كرده اند كه آرمان امام راخل را مورد توهين قرار دادند و در روز
عاشورا نيز چه اهانت ها با ساحت مقدس حضرت سيد الشهدا (ع) مرتكب شدند.
پس اگر اشتباه كردند ، چه اشتباهي بزرگ و نابخشودني صورت دادند كه دنيا و آخرتشان را به باد دادند.
آقاي مطهري از ساكتين فتنه اخير بودند كه در صورت عدم هوشياري دلسوزان
نظام مي رفت كه انقلاب را به قهقرا رهسپار كند فتنه اي كه اصل اعتقادات ما
را هدف گرفته بود آن هم با برنامه اي مدون و شعارهايي هدف دار و قرآن هاي
سر نيزه ، و جالب است كه هنوز هم به حق بودن يك باطل اعتقاد بسته اند ،
چرا كه در همان مصاحبه آورده اند "آنها (فتنه گران) بايد مي گفتند، هرچند
ما قانع نشديم!!! اما به حكم قانون گردن مي نهيم و آن را مي پذيريم ...
اينها معترض به نتيجه انتخابات بودند، نه كساني با برنامه ريزي براي
سرنگوني نظام" و البته اين سخنان ، شبيه نقش پدري است كه با گول زدن خود
سعي احاله تخطي عظيم فرزند خود به سايرين را دارد.
به هر تقدير اميد آن ميرود كه دست اندركاران سياسي كشور با لحاظ نمودن
انصاف ، دست از نقدهاي تند و غير مستدل درون ساختاري برداشته و با ديد
منصفانه و نيم نگاهي به اصل وحدت و ضرورت اتحاد در كشور در موضع حساس
كنوني و با توجه به مقتضيات زمان به ايفاي نقش و تكليف خود در مقابل
انقلاب بپردازند.
والسلام
تحلیلگر: سيد ميثم رحمتي
به نقل از سایت جبهه پایداری